فیلم کافه بین راهی (Road House) یک فیلم اکشن آمریکایی محصول سال ۲۰۲۴ است که یک بازنگری از فیلمی به همین نام محصول ۱۹۸۹ محسوب میشود. کارگردانی این فیلم اکشن را داگ لیمان بر عهده داشته است که فیلمنامه آن به قلم آنتونی باگاروتزی و چارلز موندری به رشته تحریر درآمده است.
فیلم کافه بین راهی اولین نمایش جهانی خود را در ۸ مارس ۲۰۲۴ در مراسم جنوب از جنوب غربی بهعنوان فیلم شب افتتاحیه داشت. این فیلم که نقدهای متفاوتی از سوی منتقدان دریافت کرده است توسط آمازون امجیام استودیوز از طریق پرایم ویدئو در ۲۱ مارس ۲۰۲۴ منتشر شد. با ما در ملوفیلم تا پایان این نوشتار همراه بمانید تا شما را بیشتر با فیلم کافه بین راهی و داستان و عوامل سازنده آن آشنا کنیم و نقد کوتاهی بر آن داشته باشیم.
خلاصه داستان فیلم کافه بین راهی
داستان فیلم Road House به روایت زندگی یک مبارز سابق یوافسی پرداخته است که پس از انتخاب شغل نگهبانی یک کافه وارد اتفاقات و دردسرهای مختلفی میشود. فرانکی صاحب یک کافه بین راهی است که آن را از عموی خود به ارث برده است. فرانکی برای رهایی از درگیریش با اوباشی که همواره به کافهاش حمله میکنند در نهایت تصمیم میگیرد تا فردی را برای نگهبانی کافه استخدام کند.
فرانکی با یک مبارز سابق یوافسی به نام دالتون در یک مسابقه بوکس زیرزمینی که برای مبارزه آمده بود و کسی حاضر نبود به خاطر شهرتش با او مبارزه کند، آشنا میشود و چون قصد دارد فردی را برای نگهبانی کافه استخدام کند به او پیشنهاد مبلغ بالایی پول میدهد. دالتون بعد از کلنجار رفتن با خود در نهایت تصمیم میگیرد این شغل را بپذیرد.
بعد از مدتی نگهبانی در کافه، دالتون متوجه میشود افرادی که بهعنوان اوباش به کافه حمله میکنند اوباش معمولی نیستند و برای مردی به نام برانت کار میکنند که قصد دارد فرانکی را وادار به فروش یا ترک کافه کند و از زمین آن برای ساخت یک شهرک تفریحی بزرگ بهره ببرد. در ادامه دالتون متوجه میشود که ساخت شهرک تفریحی توسط برانت در واقع یک پوشش برای قاچاق اسلحه و مواد مخدر است.
برانت برای از میان برداشتن دالتون اول پلیسهایی که برای او کار میکنند را به سراغ دالتون میفرستد اما، وقتی با مقاومت او روبرو میشود الی را گروگان میگیرد. ماجرا به همین جا ختم نمیشود و اینبار پدرِ برانت که در زندان است و اوضاع را خارج از کنترل میبیند ناکس را استخدام میکند تا دالتون را از میان بردارد اما، این دالتون است که برنده این مبارزه میشود. ماجراهای زندگی دالتون را با فیلم کافه بین راهی از ملوفیلم تماشاگر باشید.

هنرمندان و عوامل سازنده فیلم Road House
جیک بنجامین جیلنهال بازیگر آمریکایی است که فعالیت هنری خود را از دوران کودکی با فیلمهایی چون حقهبازان شهر (۱۹۹۱) و میراث مالکوم (۱۹۹۸) آغاز کرده است و در فیلم کافه بین راهی نقش اصلی را بر عهده داشته است و توانسته مثل همیشه مخاطب را با هنرنمایی فوقالعاده خود با فیلم همراه کند.
مسیر شغلی جیک جیلنهال که در دوران کودکی آغاز شد با بازی در نقش اصلی تریلر زودیاک (۲۰۰۷)، کمدی رمانتیک عشق و دیگر داروها (۲۰۱۰) و همچنین فیلم علمی تخیلی کد منبع (۲۰۱۱) پیشرفت کرد. فیلم ابرقهرمانی مرد عنکبوتی: دور از خانه (۲۰۱۹) که جیلنهال در نقش کوئنتین بک (میستریو) در آن بازی کرد پرفروشترین فیلم او محسوب میشود که توانست توجه مخاطبان بسیاری را به بازی عالی خود در این فیلم جلب کند. پیمان گای ریچی، دنیای عجیب، آمبولانس، روح رام نشده، اره چرخی مخملی، برادران سیسترز و همچنین شاهزاده ایران: شنهای زمان از جمله فیلمهایی هستند که جیلنهال در آنها حضور داشته و به ایفای نقش پرداخته است.
در کنار جیک جیلنهال، دانیلا ملچیور بازیگر پرتغالی در فیلم Road House حضور داشته و در نقش الی بازی کرده است که توانسته به خوبی این نقش را ایفا کند. از کارهای معروف او میتوان به بازی در فیلمهای جوخه انتحار (۲۰۲۱) در نقش کلیوو کازو، نگهبانان کهکشان بخش ۳ (2023) در نقش اورا و فست اکس (۲۰۲۳) در نقش ایزابل نوس اشاره کرد.
کانر مکگرگور در نقش ناکس، بیلی مگنوسندر نقش بن برانت، جسیکا ویلیامز در نقش فرانکی، بی.کی. کانن در نقش لورا، ژواکیم دی آلمیدا در نقش بیگ دیک، آستین پست در نقش کارتر، لوکاس گیج در نقش بیلی، دومینیک کلمب در نقش ریف و آرتورو کاسترو در نقش موی از دیگر هنرمندانی هستند که در فیلم کافه بین راهی به ایفای نقش پرداختهاند.
جوئل سیلور تهیهکننده فیلم کافه بین راهی است که پیش از این تهیهکنندگی فیلم ۱۹۸۹ را نیز عهدهدار بود. سکان هدایت فیلم را داگ لیمان بر عهده داشته است. فیلمنامه این فیلم با داستانی از دیوید لی هنری، آنتونی باگاروتزی و چارلز موندری براساس فیلم بار کنار جاده اثر دیوید لی هنری و هیلاری هنکین توسط آنتونی باگاروتزی و چارلز موندری نگاشته شده است.

نقد فیلم کافه بین راهی
ساخت بازسازی براساس فیلمهای قدیمی در سینمای امروز رواج یافته است و برخی از این آثار توانستهاند کیفیتی مشابه یا حتی بهتر از اثر اصلی خود را برای مخاطب به نمایش بگذارند در حالیکه، اکثر آثار بازسازی بسیار ضعیف عمل کرده و حتی یک بازسازی غیرضرروی بهشمار میروند. فیلم کافه بین راهی یک بازسازی از فیلم بار کنار جاده محصول سال ۱۹۸۹ است که در آن پاتریک سوویزی فقید نقش اصلی را بازی کرده بود. فیلم بار کنار جاده یک برداشت آشکار از وسترنهای قدیمی بود که داستان ورود یک فرد مرموز و تنها به شهر و قرار گرفتنش در سمت مقابل گروهی از اوباش که سبب به هم خوردن نظم محلی میشود را دنبال میکرد همچون سهگانه مردی بی نام اثر سرجو لئونه با نقشآفرینی کلینت ایستوود. این اثر در زمان اکرانش با نقدهای منفی روبرو شد با این حال، نامزدی در چند بخش تمشک طلایی را بهدست آورد و توانست با استقبال خوب مخاطبان مواجه شود. اکنون شاهد بازسازی از آن فیلم یعنی فیلم کافه بین راهی هستیم که توسط داگ لیمان کارگردانی شده است و هنرمند بااستعداد و توانایی چون جیک جیلنهال در نقش اصلی آن حضور دارد و به ایفای نقش پرداخته است.
بدون شک با سابقه این کارگردان کار بلد جریان اصلی هالیوود که با ساخت فیلمهای اکشن عالی غریبه نیست، انتظار ما از چنین اثری افزایش مییابد. اما سوال این است آیا این فیلم با کارگردانی داگ لیمان توانسته است انتظارات مخاطب را برآورده سازد و نسبت به نسخه اصلی خود بهتر عمل کند؟

داگ لیمان سابقه کارگردانی آثاری چون هویت بورن، ساخت آمریکا، لبه فردا، جهنده، آقا و خانم اسمیت و همچنین فیلم هوسرانها را در کارنامه خود دارد که موفقیت آثار پیشین این کارگردان آمریکایی، موجب خوشبینیهای زیادی در مورد ساخت اثری ماندگار با بازسازی از فیلم بار کنار جاده شد و همکاری او با جیک جیلنهال برای این بازسازی انتظارات را به مراتب بیشتر کرد. لیمان بهخاطر سبک بصری خیرهکنندهاش شناخته میشود که رد این سبک او در فیلم کافه بین راهی نیز به چشم میخورد. زوایای خلاقانه دوربین که سبب افزایش بر اضطرار و اضطراب صحنه میشود در کنار سکانسهای اسلوموشن با زیباییشناسی مدرن در این فیلم یک تجربه بصری جذاب را پیش چشمان مخاطب قرار میدهد.
فیلم Road House از همان ابتدا پتانسیل خوبی از خود نشان میدهد و داستانی مشابه نسخه ۱۹۸۹ را روایت میکند و باعث میشود مخاطب از یک طرف منتظر صحنههای اکشن عالی فیلم باشد و از طرفی هم به دلیل تغییر در داستان همان مسیر فیلم قبلی را دنبال نکرده است و قصد دارد تا در گذشته مرموز دالتون کندوکاش کند. اگرچه این فیلم با تغییر از مسیر فیلم قبلی توانسته یک تغییر خوب به قهرمان داستان دهد و لایههای مختلفی به شخصیت او اضافه کند اما، آیا همه چیز در فیلم کافه بین راهی خوب پیش میرود؟
قرار نیست همیشه وجود ایدهها و پتانسیلها یک فیلم را شکل دهند و آن را به موفقیت برسانند و این چیزی است که در فیلم کافه بین راهی شاهد آن هستیم. در واقع میتوان گفت که روند قصهگویی و چینش شخصیتهای قهرمان و شرور داستان در این فیلم بهشدت کلیشهای است و دیالوگهای بکار برده شده در فیلم بهطرز وحشتناکی ضعیف و بسیار مصنوعی هستند.

فیلم Road House نکاتی که از تفسیر اجتماعی در زیرمتن آن در مورد فساد، نژاد، طبقه و شیوههای تجاری خصمانه در ایالات متحده وجود دارد را نتوانسته است با ظرافت مورد بررسی قرار دهد. از طرفی مصنوعی بودن مکالمه و دیالوگ بین شخصیتها بهحدی واضح است که به سختی میتوان باور کرد که یک انسان واقعی آن را به رشته تحریر درآورده است. به نظر میرسد که نویسندگان فیلمنامه این فیلم برای کاهش زمان نوشتن از هوش مصنوعی کمک گرفته باشند و بههمین دلیل شاهد خلق دیالوگهایی توسط AI هستیم.
در واقع میتوان گفت که نویسندگان فیلمنامه فیلم کافه بین راهی نگاهی کلیشهای و ساده به آن دارند و این در مورد شخصیتهای فیلم کاملا واضح است از میلیونر عجیب و غریب و شرور فیلم گرفته تا یک باند موتورسواری مضحک و رئیس پلیس فاسد. همه این موارد در داستان این فیلم بهصورت چک لیست حضور دارند و نمیتوانند مخاطب را متقاعد کنند که آنها به همان واقعیتی که قهرمان داستان است تعلق دارند.
اگرچه داگ لیمان با سابقه خوبی که دارد کارگردانی فیلم Road House را بر عهده داشته است اما، آخرین کارهای او همچون آشوب مدام و قرنطینه نیز از چنین مشکلات مشابهی رنج میبردند و این کارگردان با داشتن یک فیلمنامه سطحی و مشکلات متعدد موجود در آن، کم کم در حال فاصله گرفتن از آثار موفق خود است. فیلم کافه بین راهی از پتاسیل خوبی برخوردار است به نحوی که میتوانست به یک اکشن عالی و بینقص تبدیل شود و مخاطب را با داستان خود همراه کند اما، متاسفانه شخصیتپردازی ضعیف با دیالوگهای آزاردهنده چنین اثری را از موفقیتش دور میکند.

در کنار تمام این مشکلات شاهد بازی بسیار خوبی از جیک جیلنهال هستیم و او شایسته تمام اعتباری است که بهعنوان قهرمان فیلم دریافت میکند. جیک جیلنهال نقش یک مبارز سابق UFC به نام الوود دالتون را در این فیلم بازی میکند که شغل محافظت از یک بار به او پیشنهاد میشود. باید بدانید دالتون کسی است که در صورت لزوم از طریق خشونت بهعنوان مجری صلح عمل میکند. بازی عالی جیلنهال در نقش دالتون با توجه به تلاش زیاد او برای آماده شدن برای این نقش قابل تحسین است و توانسته بخشهای خود را تا جایی که میشود به خوبی اجرا کند اما، نمیتواند به تنهایی ناجی این فیلم باشد.
موفقیت یک فیلم تنها به بازیگر یا ستاره اصلی فیلم بستگی ندارد و عوامل بیشتری مثل کارگردانی و فیلمنامه نیز در این موضوع دخیل هستند. بدون شک اجرای جیلنهال در فیلم کافه بین راهی جای تحسین دارد و مدل معرفی شخصیت او از اساس خبر از یک قهرمان جالب و سنتی را میدهد که مخاطب سریع با او همراه میشود و او واقعا توانسته است از پس نقشش بربیاید و بازی خوبی از خود را به نگاه مخاطب این اثر تقدیم کند.
بازی جیک جیلنهال در واقع یک نقطه مثبت در فیلم کافه بین راهی محسوب میشود اما، بخشهای دیگر فیلم روی بازی و عملکرد او سایه منفی انداخته است. لیمان که با یک فیلمنامه ضعیف و سطحی دستوپنجه نرم میکند برای پوشش هرچه بیشتر مشکلات آن و سایر ضعفهای موجود در فیلم به سراغ کانر مکگرگور، مبارز و بوکسور ایرلندی که در نقش ناکس بازی کرده، رفته است و این توجه منتقدان و مخاطبان را به سازندگان این فیلم که تنها بهدنبال استفاده از نامها برای پوشش مشکلات هستند، جلب میکند. انتخاب مکگرگور را میتوان به این موضوع نسبت داد که لیمان و آمازون بهدنبال جلب توجه مردم برای تماشای این فیلم بودهاند که این تلاش هم نتیجه داده و موفق بوده است.

در واقع کاراکترهای فرعی این فیلم یکی دیگر از مزایای آن بهشمار میروند بهخصوص حضور کانر مکگرگور بهعنوان دشمن اصلی دالتون. چنانچه این مبارز افسانهای یوافسی را بهعنوان بازیگر قبول نداشته باشید، باز هم نمیتوانید از بازی او در این فیلم ایراد بگیرید. دعوای بین ناکس و دالتون در فیلم کافه بین راهی حداقل دو صحنه معرکه را رقم زده است که میتواند نگاه مخاطب را با خود همراه کند و از بهترین صحنههای مبارزه تنبهتنی هستند که تا به حال در سینما دیده شدهاند. در کل میتوان گفت گروه بازیگران نقش مکمل این فیلم از بالانس خوبی برخوردار است و توانسته با ارائه بازیهای خوب در پیشبرد داستان نقش مهمی را ایفا کند و اجراهای سرگرمکنندهای را برای مخاطب به نمایش بگذارد.
به طور کلی، فیلم کافه بین راهی با وجود تمام ایرادات ریز و درشت در شخصیتها و حتی موقعیتهای داستانی کلیشهای، فیلمی خستهکننده نیست و توانسته مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. سرعت روایت داستان بر جذابیت این اثر افزوده است و سکانسهای مبارزه به بهترین شکل طراحی شدهاند که بر خشونت و تکنیکال بودن سبک مبارزه دالتون و رقبایش تمرکز میکند. از طرفی لیمان با افزودن جنبه تاریکتری به داستان دالتون که با نورپردازیهای ویژه و صحنههای تاریک فضای فیلم بر خاکستری بودن شخصیتهای فیلم صحه میگذارد، توانسته است لایه دیگری از جذابیت به فیلم اضافه کند.
سخن آخر
فیلم Road House اساسا با حس و حال تماشای دستهجمعی و بر پرده بزرگ ساخته شده و ارزش تماشا کردن را دارد. اگرچه مشکلات متعددی در فیلم وجود دارد اما، این فیلم از بازی عالی جیک جیلنهال و سایر هنرمندانی بهره برده است که توانستهاند به زیبایی هرچه تمامتر نقش خود را ایفا کنند و صحنههای جالب و سرگرمکنندهای را برای مخاطب این اثر رقم بزنند.